قاسم فتحی



زندگی نامه
متولد سال 69/ کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی/ روزنامه‌نگار و نویسنده‌‍‌
آغاز فعالیت از سال88 در روزنامه‌ی «شهرآرا»ی مشهد.
دبیر بخش مستندنگاری نشریه‌ی «میلان»، ضمیمه‌ی فرهنگی هنری روزنامه‌ی «شهرآرا».
همکاری کوتاه با دو نشریه‌ی «خیمه» و «اندیشه‌پویا»

کتاب ها
رمان بی‌اختیاری (در دستِ چاپ)

جوایز
برنده‌ی جایزه‌ی اول جشنواره‌ی داستان «سوره مهر» در سال 93

نقد ها
ایده‌ای که در یک داستانک نمی‌گنجد
نمایش گُنگِ تک‌لحظه‌های مبهم
بی‌حسی در یک فضای محصور
فقدانِ نمایشی
لوکشین زینت داستان نیست
این داستان زیادی هرس شده است
داستانی که سر از دنیای حکایت درآورده است
داستانی که «روح» ندارد
افراط در ابهام
داستانی که نقطه‌ی جوش ندارد
داستانی لحظه‌محور، بدون تکیه‌گاه و با مایه‌هایی سانتی‌مانتال
یک داستانِ خوبِ زیادی سَرهم‌بندی‌شده
اطلاعات عمومی -نه پژوهش‌شده- داستان را یک‌بارمصرف می‌کند
داستان از دوپاره‌بودن رنج زیادی می‌برد
نوشتن از یک فضای توهمی چندین برابر به منطق داستانی نیاز دارد
این داستان به قصه احتیاج دارد
ساختنِ ناکجاآباد به چیزهایی بیشتر از دانستن فنون داستان‌نویسی احتیاج دارد
بیشتر به قصه احتیاج دارید
قصه‌ی آشفته، موقعیت آشفته می‌خواهد
نیاز به بازنویسی نه، امّا به بازنگری اساسی، چرا
از موقعیت یک‌ قصه‌گو حرف بزنید نه یک نقّال
کمبود عجیب یک رشته منطق محکم و قوی
دوری شدید از داستان، نزدیکی به پیش‌بینی آب‌وهوا و مقداری هم فلاکت
شخصیت‌پردازی با چشم ‌غیرمسلّح!
اضمحلالِ تدریجیِ یک ایده‌ی جذاب
بارقه‌هایی هست امّا داستانی وجود ندارد
پوشش ضخیمِ تخیل برای روایت یک داستان واقعی
این مخلوق تازه‌خلق‌شده مُرده به‌دنیا آمده است
«زال» با لکنت قصه می‌گوید
نه از راز خبری هست و نه از رازآلودگی
درباره‌ی چاله‌ی «تزریق پیام» به یک داستان خوب
کمی از لانگ‌شات به کلوزآپ بیایید
تصورتان را درباره‌ی «داستان» اصلاح کنید
قربانی‌کردنِ داستان در مقابل زبان
شخصیت‌ها داستان را وادار به تحرک کنید
منطق داستان جزء مهمی از داستان است
ایده‌ی جذابی که با پرداخت عجولانه تلف شده است
عنوان باید واجد بلاغت و ابهام باشد
تصاویر کلیشه‌ای ایده‌ای بزرگ را به یک لطیفه تقلیل می‌دهند
ایجاز بیش‌ازحد داستان را به گُنگی می‌کشد
پیام‌دادن را به داستان‌تان تحمیل نکنید
داستانی که فقر داستان دارد
با قحطی شدید قصه مواجه‌ایم
شخصیت‌های فرعی داستان را به چشم یک عنصر تزئینی نبینید
قطعات به‌هم‌ریخته‌ی یک داستانِ نسبتاً خوب
فقدان طرح مرکزی شخصیت‌ها را به بیراهه می‌کشاند
مرز بین نمایشی‌بودن و داستان‌بودن
سیر داستان را با منطقِ خودِ داستان سازگار کنید
تخیل‌کردن هم مقداری چفت‌وبست داستانی می‌خواهد
مکتوب کردن مشاهدات به گزارش‌ منتهی می‌شود نه داستان


امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت