داستان، نتیجه نمی‌گیرد



عنوان داستان : جعبه خاطرات شیراز

آخرین بار که به شیراز رفتیم پنج سال پیش بود. با دختر خاله و خاله ها راهی آرامگاه حافظ شدیم. خاله بنفشه و دخترِ خالهِ فرانک با یک دیگر بحث میکردند. خاله بنفشه میگفت:
-ای کاش یه شوهری مثل حافظ میومد و من رو میگرفت. فکرش رو بکن از خودِ صبح تا خودِ شب در وصف تو شعر میگه، ناز و نوازشت میکنه، تو چشم هات نگاه میکنه و شعرش میاد. اصلا یه حالیه...
ولی دختر خاله جان میگفت:
-والا من هر چی مرد شاعر توی عمرم دیدم قدکوتاه و زشت بود. اگه طرف من قدش بلند و قواره دار بود؛ من زنش میشم. شاعری چی میشه برام.
خاله فرانک خندید و گفت:
-بیچاره مگه پارچه است قواره داشته باشه دختر؟ حالام بیاید یه عکس دست جمعی بگیریم بفرستم برای مامانِ سارا، خیلی بد شد نیومد. نه سارا؟
از فکر شوهرِ شاعرِ خاله بنفشه و شوهرِ قواره دار دختر خاله جان بیرون آمدم و به خاله گفتم:
-مرخصی ندادن خاله جان ایشالا سری بعد با مامان برمیگردیم.
حالا پنج سال گذشته و به شیراز هم دیگر سر نزدیم. در این پنج سال خاله بنفشه زن مهرداد آقا شد که اصلا شاعر نیست. قواره دار و اخمو است. خاله بنفشه از مغازه گل فروشی اش گل میخرد و یک دل نه صد دل عاشقش میشود. شوهرِ دختر خاله جان هم پسر همسایه جدید طبقه بالایی خانم جانمان است. از هم خوششان آمد و ازدواج کردند. مهربان و ریز نقش است و هنوز بعد از یک سال از خاله ها خجالت میکشد و آرام حرف میزند. دختر خاله جان میگوید گاهی برایش حافظ هم میخواند.
همه این ها را گفتم تا بگویم هیچ وقت داشته هایمان آن چیزی نیست که برایش برنامه ریزی کرده ایم و خواب دیده ایم. حتی برای خودم هم همین طور است. 31 شهریور است و من دلتنگ شاعری هستم که هنوز پیدایش نکرده ام....
نقد این داستان از : احسان رضایی
دوست گرامی، داستانی یکی از قالب‌های نوشتاری است. ما انواع و اقسام قالب‌های دیگر ادبی و متنی را هم داریم. مثلا مقاله، یادداشت، گزارش، روایت و ... این قالب‌ها هر کدام تفاوت‌هایی با همدیگر دارند. مثلا در ساختار مقاله، حتماً بخش نتیجه‌گیری و جمع‌بندی بحث لازم است. معمولاً برای مقاله در بخش ابتدایی، مسأله مورد بررسی توضیح داده می‌شود، بعد در مورد آن مسأله بحث می‌شود و سپس به بخش نتیجه‌گیری می‌رسیم اما داستان این‌طور نیست. داستان دارد ماجرایی را برای ما تعریف می‌کند که برای شخصیت‌هایی اتفاق افتاده است. در داستان همین دو عنصر شخصیت و اتفاق مهم است، نه نتیجه‌گیری. البته که هر متنی، از جمله هر داستانی، با ذهنیت مشخصی از طرف نویسنده نوشته می‌شود. مثلاً تولستوی در «آنا کارنینا» این فکر را مطرح می‌کند که خانواده چقدر اهمیت دارد و آنا چون پدر و بزرگتری بالای سرش نبوده، به راه خطا رفته، در حالی که دوستش کیتی برعکس، به خاطر حضور پدر چنین بیراهه‌ای را انتخاب نکرده است. اما اگر این داستان را خوانده باشید، خودتان تایید می‌کنید که این جملات در متن داستان نیست، بلکه نتیجه‌ای است که منِ خواننده از آن گرفته‌ام. شما هم اینجا می‌توانستید فقط ماجرای آشنایی و ازدواج این دو نفر را تعریف کنید که چقدر دست تقدیر در آن نقش داشته، همین. لازم به توضیح قسمت آخر نیست. شما می‌توانید به خوانندۀ خودتان اعتماد کنید که می‌تواند از داستانتان - به شرطی که درست و با تکنیک لازم نوشته شود - منظورتان را برداشت کند. داستان «وداع با اسلحه» ارنست همینگوی را به یاد بیاورید که مضمونی مشابه متن شما دارد. ماجرای این کتاب هم مثل خطارۀ شما، ماجرایی است که بر خود نویسنده رفته و ریشه در واقعیت دارد. داستان، ماجرای یک راننده آمبولانس جوان به اسم هنری است که زمان جنگ جهانی اول در شمال ایتالیا خدمت می‌کند. در آغاز کتاب او فکر می‌کند عشق چیز مزخرفی است و جنگ برایش چیزی سرگرم‌کننده و بی‌خطر به حساب می‌آید که معلوم نیست روزنامه‌ها چرا آن‌قدر بزرگش می‌کنند اما یک سال بعد، هنری کاملاً عوض شده است. پرستاری که موقع بستری شدن او در بیمارستان دلش را برده بود، مرده است و حالا هنری به جهان طور دیگری نگاه می‌کند. اینجا هم دست تقدیر را در زندگی و عاشق شدن می‌بینیم، اما این مضمون با روایت اتفاقات داستان بیان شده. آن هم با هنر ناب همینگوی؛ توصیف‌های ساده، جملات کوتاه و نثر روان و نرم. اگر این کتاب را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم حتماً آن ر ابخوانید که ترجمه‌اش، کار استاد نجف دریابندری هم به طرز حیرت انگیزی هنرمندانه است.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، داستان‌نویس و منتقد ادبی. پزشکی خوانده است، ولی اغلب او را به مطالبش در هفته‌نامه «همشهری جوان» می‌شناسند. در نشریات دیگر مثل «همشهری داستان» یا «کرگدن» هم می‌نویسد. مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب (کتاب باز، کاغذ رنگی، الف، شهر قصه) بوده. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت