جا دادن حرفی بزرگ در دل داستانک




عنوان داستان : راس ساعت
نویسنده داستان : سیده فرزانه رضوی

پیر و جوان زیر سکوی بلند چوبی ایستاده بودند و به سخنان"گالولا" گوش می دادند.
_دوستان!از اینکه کمکم کردید تا قلعه ام را پس بگیرم متشکرم.
به ساعت بزرگ برج وسط شهر اشاره کرد.
_قبل از اینکه ساعت دوازده ضربه بنوازد تغییرات را شروع خواهم کرد.
همه یک صدا هورا کشیدند،اما ساعت بیدار نشد.
نقد این داستان از : نازنین جودت
خانم سیده فرزانه رضوی عزیز، سلام. میروفیکشن «رأس ساعت» داستانک خوبی است و بابت نوشتنش به شما تبریک می‌گویم. با این که دو سال است به نوشتن روی آوردید داستان‌های زیادی به پایگاه فرستادید. عیان است که داستان‌نویسی برای‌تان مهم است و با انگیزه آن را دنبال می‌کنید. امیدوارم در این راه موفق باشید.
خانم رضوی شمایی که داستانک نوشتید بهتر از من می‌دانید این گروه از داستان‌ها خصوصیاتی مختص به خودشان دارند که با رعایت کردن آن‌ها می‌شود به داستانکی قابل توجه و ماندگار رسید به شرط آن‌که ایده قابل پرداخت در حجمی کم باشد و نویسنده بتواند در موجزترین موقعیت دغدغه‌اش را به خواننده منتقل کند. ایده‌ی شما این قابلیت را دارا بوده و به همین دلیل است که خواننده بعد از خواندن «رأس ساعت» به فکر فرو می‌رود و این دقیقا همان چیزی است که از خواندن یک میکروفیکشن توقع دارد.
داستانک‌ها باید با زبانی ساده و سرراست حرف‌شان را بزنند که این اتفاق در داستانک شما افتاده. اما محتوا ساده نیست و همین نقطه‌ی قوت «رأس ساعت» است. نمی‌دانم استفاده از اسم «گالولا» ربطی به دیوید گالولا دارد یا نه. به نظرم بی دلیل نبوده و همین داستانک را درگیر بینامتنیت می‌کند. بهتر است داستانک خودبسنده باشد. خواننده‌ای که «گالولا» را نشناسد به مفهومی که مدنظر نویسنده بوده، نمی‌رسد. اگر با من هم‌قول هستید و به عمد از نام «گالولا» استفاده کردید پس اسم کوچکش را هم به متن اضافه کنید تا داستانک برای آن‌هایی که او را می‌شناسند خودبسنده شود. اگر برداشت من اشتباه بوده که اشکالی به متن وارد نیست و هر نام دیگری می‌تواند جای «گالولا» را پر کند اما در این موقعیت از بار معنایی که این نام می‌توانست داشته باشد کم می‌شود.
پیر و جوان زیر سکوی بلند چوبی جمع شدند و به سخنان گالولا گوش می‌دهند. گالولا بابت کمک مردم در پس
گرفتن قلعه تشکر می‌کند. یادمان باشد که در داستانک‌ها استفاده از هر واژه‌ای می‌تواند ذهن خواننده را مشغول کرده و او را به مفهومی که مدنظر نویسنده بوده نزدیک یا دور کند. بعید می‌دانم سکوی چوبی بی منظور وارد داستان شده باشد. زمان داستان گذشته‌ی دور است. اشاره به قلعه برداشت خواننده را تأیید می‌کند. اما به جای سکوی چوبی می‌توانست سکوی سنگی استفاده شود. چوب از سنگ و فلز کم قدرت‌تر و شکننده است. پس جایی که گالولا روی آن ایستاده محکم نیست. واقعیت همین است. او قلعه را از عده‌ای پس گرفته و ممکن است گروهی دیگر دیر یا زود قلعه را از چنگ او درآورند. بازی قدرت همین است. جای پای کسی سفت است که از میان مردم باشد و برای آن‌ها بجنگد که اگر چنین بود گالولا بالای سکوی چوبی نمی‌ایستاد و خود را مالک قلعه نمی‌دانست. (لازم است به نکته‌ای اشاره کنم. شاید بعضی از توضیحات یا برداشت‌های من دور از چیزی باشد که مدنظر شما بوده. قرار نیست همه چیز در خودآگاه نویسنده اتفاق بیافتد. گاهی چیزهایی از ناخودآگاهش وارد متن می‌شوند که خودش هم از آن‌ها بی‌خبر است و در نقد و تفسیرهایی که از داستانش می‌شود به چنین مفهوم‌هایی می‌رسد.)
گالولا به ساعت بزرگ شهر اشاره می‌کند و می‌گوید قبل از این‌که ساعت دوازده ضربه بنوازد تغییرات را شروع خواهد کرد. ساعت اما خوابیده. و این همان ضربه‌ای است که از پایان چنین داستانکی انتظار می‌رود. قرار نیست هیچ تغییری اتفاق بیافتد و گالولا هم مثل کسانی که قبل از او بر مسند قدرت بودند فقط به خودش و سوء استفاده از موقعیتی که به چنگ آورده، فکر می‌کند.
بخوانید و بنویسید و باز هم برای ما داستان بفرستید که مشتاق خواندن هستیم.

منتقد : نازنین جودت

متولد 1352 شمیران. فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی، مقطع کارشناسی. بیش از 14 سال است که نوشتن را جدی دنبال میکنم.



دیدگاه ها - ۲
نازنین جودت » 3 روز پیش
منتقد داستان
سلام. خواهش می کنم. از انجام هر کاری که به بهتر شدن داستان تان کمک می کند، کوتاهی نکنید. موفق باشید
سیده فرزانه رضوی » 4 روز پیش
سلام بر شما خانم جودت عزیز از اینکه لطف کردید و داستان من را نقد کردید بسیار ممنونم. استفاده از جنس چوب برای سکو را به همان دلیلی استفاده کردم که شما فرمودید. اما حقیقت امر اینکه اسم"گالولا" را برای "دیوید گالولا" نیاوردم. شاید دلیلم بسیار ابتدائی و نابخردانه باشد اما در واقع خواستم اسمی باشد که با ذهن خواننده بازی کند و او را به سمت انسان های "گاگول" ببرد. شما فرمودید اگر دیوید گالولا باشد بار معنایی بیشتری خواهد داشت. اگر اجازه بدید من هم در بازنویسی نهایی اسم رو به "دیوید گالولا" تغییر بدم.. بی نهایت ممنونم از شما. بر قرار باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت