کارکرد داستان




عنوان داستان : کیمیاگر
نویسنده داستان : نیل الف

پیرمرد هفتاد ساله همانطور که شانه به موهایش میکشید خطاب به پرستار جوان نامه بنویسش گفت:بنویس براش از اون قرصای ضد سفیدی موهم میخوام،
پرستار خندید
پیرمرد از پنجره به مستخدم تازه وارد پنجاه ساله ی سرای سالمندان خیره شد
نقد این داستان از : الهام فلاح
دوست عزیز سلام. داستانک شما از لحاظ اینکه به درستی به رسالت خود عمل کرده مشکلی ندارد. رسالت داستانک دقیقا همین است که در اندک حجم خود بتواند یک داستان کامل را پوشش دهد. مجملی که بتوان از آن حدیث مفصل خواند. اما نوع کلماتی که انتخاب می‌کنید بسیار حائز اهمیت هستند. نباید خواننده را گیج کنند. باید به نوعی در انتخاب کلمات حساسیت و وسواس نشان دهید که با یک بار خواندن مقصود و مضمون داستان شما را بتوان دریافت. حقیقتا من داستان شما را بیش از دوبار خواندم ولی کماکان مطمئن نیستم آنچه را دریافت کرد‌ه‌ام دقیقا همانی باشد که شما قصد گفتنش را داشته‌اید. پیرمردی به پرستار خانه سالمندان نامه‌ای را دیکته می‌کند تا بنویسد. پیدا نیست که برای کسی قرص ضد سفیدی مو می‌خواهد یا امر می‌کند که برایش بنویس که قرص ضد سفیدی مو هم می‌خواهم. یعنی نمی‌شود به طور قطع مطمئن بود برای خودش این قرص را می‌خواهد یا برای کسی؛ و بعد سر و کله پرستار پنجاه ساله پیدا می‌شود. از سوی دیگر استفاده از لفظ نامه‌‌بنویس اصطلاح من درآوردی عجیبی است که نثر داستان شما را خراب و آشفته و بی اعتبار می‌کند. تا جایی که ممکن است از قیقاژرفتن‌های زبانی در حجم اندک داستانک خودداری کنید. داستانک باید تا جایی که ممکن است سرراست و رک باشد و به دور از بازی‌های زبانی و فرمی اما عمیق و ماندگار. از سوی دیگر باید داستانک بتواند به عنوان طرح یک رمان هم قابل بهره‌برداری باشد که البته داستان شما به این رکن وفادار بوده‌است. از سوی دیگر استفاده از لفظ مستخدم پنجاه‌ساله به خودی خود نشانگر جنسیت نیست چه بسا که تعداد مستخدمین آقا در مراکز سالمندان خیلی بیشتر از مستخدمان زن است. باید این هم در داستانتان روشن و واضح باشد. گذشته از این‌ها و فارغ از متن داستان می‌خواهم از شما تقاضا کنم قبل از نوشتن هر داستانی در هر اندازه و حجم و فرم و قالب و ژانری ، به این فکر کنید که آیا داستان من حرفی تازه برای گفتن دارد؟ آیا داستان من بناست چیز جدیدی را رونمایی کند؟ آیا من از طریق این نوشته می‌توانم خودم را به خوانندگانم بشناسانم؟ آیا می‌توان این داستان را وسیله و ابزاری برای انتقال دانش و تفکر من به عنوان نویسنده شمرد؟ پاسخ این سوالات به شدت مهم و بنیادی هستند. اگر پاسخ این سوالات را نتوانستید بدهید یا غالب پاسخ‌ها منفی بود بدانید که جز قلمفرسایی و هدر دادن وقت خود و خواننده هیچ کار مفید دیگری نکرده‌اید. این اندیشه و انتظار شما از داستان و کارکردهای آن است که به داستان غنا و ارزش می‌بخشد.

منتقد : الهام فلاح

متولد بهار ۶۲ در بوشهر. مهندس کامپیوتر . تا کنون شش کتاب در حوزه بزرگسال و دو کتاب رمان نوجوان منتشر کرده‌است و با مطبوعاتی چون ایران، فرهیختگان، کرگدن، همشهری داستان،آرمان و ... به عنوان منتقد و داستان‌نویس همکاری دارد.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت