طرح هر مسئله باید موجه باشد




عنوان داستان : هدف
نویسنده داستان : صادق ثابتی

یک ماه مانده به پوشیدن لباس عروس، تیرِ کمانش به هدف خورد و روی سکوی قهرمانی به ساعت نگاه می کرد تا پول جایزه را هرچه زودتر به بیمارستان برای پدری که برایش مادر هم بود، برساند
نقد این داستان از : الهام فلاح
آقای ثابتی سلام. میکروفیکشن فرم مورد علاقه شما در داستان‌نویسی است. فرمی که علیرغم اینکه ساده و سهل به نظر می‌رسد دشواری‌های خاص خودش را دارد. اینکه بخواهید با کمینه کلمات یک داستان کامل بگویید به مثابه این است که خود را عمیقا به چالش کشیده‌اید. اما در مورد این داستان متاخر... ماجرای دختری است که یک ماه مانده به روز عروسی‌اش قهرمان مسابقه تیراندازی شده و مترصد این است که هرچه سریع‌تر مبلغ جایزه را خرج درمان پدری کند که غیر نقش پدری مادرش نیز بوده. خب این داستان شاید در شکل یک داستان بلند و یا حتی رمان با اتکار به خرده‌روایت‌ها و قائم شدن بر بعد احساسی و درام ماجرا می‌توانست رمانی پر‌کشش و پر‌تعلیق محسوب شود و خواننده را به خوبی ارضا کند اما در این شکل و شمایل نه. اینکه بتوانید تشخیص دهید چه سوژه‌هایی پتانسیل جاگرفتن در قالب میکروفیکشن را دارند، بسیار حائز اهمیت است. در تعریف داستان‌هایی شبیه داستان شما گفته‌اند که باید بتواند منبع الهام و به‌نوعی طرحواره یک رمان مطول باشد. اما برعکس این گزاره هرگز صحیح نیست. یعنی نمی‌توان چکیده و خلاصه شده یک رمان را یک میکرو فیکشن یا یک داستان مینیمال دانست. این تعریف کاملا یک‌طرفه است چرا که برخی از سوژه‌ها فقط در طولانی بودن و پرداخت مفصل قابلیت داستان شدن را دارند و نه در حجم اندک. در این حجم باید خواننده غافلگیر شود و جوهری از یک داستان بزرگ دستگیرش شود که با آن بتواند به عمق ماجرا برسد. باید چیزی در آن باشد که در همان حجم کوتاه کار خودش را بکند و زخم را بزند. اما این سوژه فاقد این خواص است. اینکه زن بودن یا مرد بودن قهرمان تیراندازی چه کارکردی در داستان دارد؟ حالا گیرم که باید زن باشد، عروس شدنش چه چیز مهمی است؟ کجای داستان را عجیب و غریب می‌کند؟ عروس شدن به فضا پرتاب شدن نیست که نشود یک ماه قبل از آن در مسابقات شرکت کرد و قهرمان شد و مسلما هیچ پارادوکس یا اتفاق محیرالعقولی رخ نداده است. سوای آن خوب می‌دانیم که مبلغ جوایز ورزشی به این زودی به وجه نقد تبدیل نمی‌شود که از روی سکو بتوان ریختش به حساب بیمارستان و کسی را از مرگ رهاند. حالا که داستان‌های بلندتر مورد علاقه شما نیست و ترجیح می‌دهید خیلی کوتاه بنویسید باید سختگیر باشید. هر داستان جویده‌جویده‌ای که سر و تهش را زده باشید و تند و تند روایتش کنید مینیمال محسوب نمی‌شود. باید داستانتان چیزی باشد که بتوانید در دفاع از آن بگویید این داستان را در این شکل به بهترین وجه ممکن می‌شد روایت کرد و نه شکلی دیگر. و الا هنوز مخاطبان و کتابخوانان حرفه‌ای عاشق رمان‌هایی قطور و پر طول و دراز هستند.

منتقد : الهام فلاح

متولد بهار ۶۲ در بوشهر. مهندس کامپیوتر . تا کنون شش کتاب در حوزه بزرگسال و دو کتاب رمان نوجوان منتشر کرده‌است و با مطبوعاتی چون ایران، فرهیختگان، کرگدن، همشهری داستان،آرمان و ... به عنوان منتقد و داستان‌نویس همکاری دارد.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت