پازل شخصیتی را همیشه کامل کنید.




عنوان داستان : کرونا ، نوید تحول
نویسنده داستان : شیما پوراسماعیل

مدت زیادی استراحت نکرده و اوضاع جسمی اش خوب نبود.
شبها بسیار کم می خوابید و روزها نمی نشست .
آرزو داشت فرصتی بیابد تا با فرزندانش غذا بخورد ، به دلخواهشان آشپزی کند یا یک دل سیر آنها را ببیند .
اما با هیچ یک از مرخصی هایش موافقت نمی شد.
کرونا ، نوید تحوّلی نو بود .
نقد این داستان از : احسان عباسلو
این یک داستان نیست. شما انشاء نوشته و یا شرح وضعیت داده‌اید. داستان یعنی وارد ماجرا شدن. شخصیت باید دچار گره و درگیری بشود، تقلا کند، تا مرز شکست یا موفقیت پیش برود و بدین ترتیب ایجاد هیجان کند، بعد در نهایت یا شکست بخورد و یا پیروز شود. ما هیچ چیزی از این‌ها را در متن شما نمی‌بینیم. خوب شروع کرده‌اید و انتظار خوبی برای شکل گرفتن قصه ایجاد نموده‌اید. آن استراحت نکردن و خوب نبودن اوضاع جسمی یعنی به سمت گره رفتن. اما بعد ناگهان خیلی ساده و راحت. و با گفتن این که "با مرخصی‌اش موافقت نمی‌شد" همه چیز تمام می‌شود. نه مبارزه‌ای و نه هیجانی. اصلاً این شخصیت کیست. شما هیچ شخصیت مشخصی ندارید. پزشک است یا پرستار؟ سرباز است یا درجه‌دار؟ در چه پست و مقامی است؟ زن است یا مرد؟ ما باید تصور چه کسی را داشته باشیم؟
مخاطب که در ذهن شما نیست تا ببیند چه کسی را مورد نظر داشته‌اید. مخاطب فقط متن شما را می‌خواند. حالا خودتان بگوئید که متن شما به کدام یک از این سئوالات پاسخ داده است.
علاوه بر این‌ها نامگذاری داستان که اصلاً نامی داستانی نیست و بدتر از آن جمله پایانی که یک شعار اقتصادی است تا جمله‌ای از یک داستان باشد.
شخصیت را برجسته‌تر و مشخص‌تر کنید. بگذارید خواننده تصویر ذهنی مشخص‌تری از این شخصیت داشته باشد. جنسیت این شخصیت از سر اتفاق کمک بسیار خوبی به همراهی و همدلی خواننده بود که شما از آن غافل شده‌اید. بگذارید جنسیت او مشخص شود. در کنار کلمه "فرزندان" کلمه شوهرش یا زنش را هم می‌توانید اضافه کنید. این شخصیت انگار با همسر خود هم مشکل داشته انگار که هیچ کجا اسمی از او نبرده. همه چیز را فقط برای فرزندان خودش گفته.
نام داستان را به سمت نامی احساسی ببرید چرا که بار داستان، یک بار احساسی است. نام داستان از دوری و خطیربودن اوضاع بگوید.
در داستان‌هایی از این دست پایان بندی بسیار مهم است. نوشته را طوری تمام کنید که این حس دوری برای مخاطب محسوس و معنادار شود و به پیام و مضمونی برسد، به حسی از مادر و فرزندی و یا به حسی از ایثار پزشکی و یا حتی وظیفه ملی.
به جای توصیف صرف کنش به او بدهید. همه چیز را خودتان شرح ندهید. کنش فعلی و یا کنش کلامی می‌تواند هم تنوع به متن بدهد و هم آن را زیباتر کند. درآوردن عکس فرزندان از جیب، یا گفتن یک جمله می‌تواند ضمن دادن تنوع به متن، بار احساسی متن را بیشتر نماید. همچنین گره احساسی متن این گونه بیشتر و محکمتر هم خواهد شد.
در مجموع متن فعلی با داستان شدن خیلی فاصله دارد. از سه عنصر موقعیت و شخصیت و کنش ما فقط موقعیت را داریم.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت