هدف شما از نوشتن چیست؟




عنوان داستان : نویسنده
نویسنده داستان : ریحانه محمدی

کلاه نوک تیزم را با دندانهایش از سرم کند و‌ انداخت انطرف اتاق. انچنان فشاری به گلویم وارد کرد که داشتم خفه می شدم. خون قرمزم سرانگشتانش را سرخ کرد. یکریز شروع کرد به بالاو پایین کشیدن من. زنیکه نادان هر وقت ناراحت می شد بمن حمله ور می شد. انگار با من پدر کشتگی داشت و من باعث شده بودم نتواند چیزی بذهنش بیاید و‌بنویسد مثلا اسمش را گذاشته بود نویسنده، بدتر ازمن بدن نحیف کاغذ را جر داد و سوراخ سوراخ کرد. با زخمی کردن ما دو تا اخیشی گفت و پرتمان کرد گوشه میزش.
نقد این داستان از : احسان رضایی کلج
خانم محمدی گرامی سلام
قدیمی‌ترین تعریفی که از داستان به جا مانده از ارسطوی بزرگ است. «داستان آن است که شروع، میانه و پایان داشته باشد.» در شروع داستان نویسنده باید به چند سوال پاسخ دهد. اول اینجا کجاست و در چه زمانی؟ بعد شخصیت‌های موجود در داستان چه اشخاصی هستند و روابط بینشان چیست؟ و در نهایت موضوع چیست؟ بعد از آن گره داستان در میانه به اوج می‌رسد و در پایان نویسنده به یک نتیجه‌گیری معقول و متناسب با هدف خود از نوشتن داستان می‌رسد.
این ساده‌ترین تعریفی است که از یک داستان می‌توان داشت که سوژه‌ی خوبی دارد و قابلیت تبدیل شدن به داستان را داراست. خود سوژه هم باید ویژگی‌هایی داشته باشد که مهم‌ترین آن بازمی‌گردد به نظرگاه نویسنده. یعنی نویسنده پیش از نوشتن داستان از خود بپرسد چرا این متن را می‌نویسم؟ پاسخ به این سوال هم باید در درون داستان گنجانده شده باشد تا مخاطب آن را کشف کند و بنا بر میزان خلاقیت به کار رفته در آن لذت ببرد.
حالا این تعاریف را در متنی که شما نوشته‌اید بررسی می‌کنیم. سوژه‌ی شما چیست؟ زنی نویسنده که خودکار و کاغذ خود را خراب و پاره می‌کند. پر واضح است که این سوژه هنوز ارزش داستان شدن ندارد و نیاز به تغییراتی برای ایجاد تعلیق و جذابیت دارد. شما متن خود را از زبان خودکار شروع کرده‌اید و موقعیتی را شرح داده‌اید که در آن خودکار و کاغذ از بین می‌روند و ...؟ هیچ. متنی که شما نوشته‌اید نه ساختار داستانی دارد و نه هدفی از نوشته شدن و تنها توضیح یک موقعیت غیر جذاب است از یک راوی نمایشی که ضرورت انتخاب این راوی‌ نیز زیر سوال است.
شما باید عناصر سازنده داستان را بشناسید، شاکله‌ی داستان و ستون‌های سازنده‌ی آن مانند موقعیت داستانی، توصیفات فضا، شخصیت‌ها و راوی را یاد بگیرید و بعد از آن سعی کنید با زبان قلم خود به متن روح بدهید. آن موقع دیگر در داستان بودن یا نبودن آن‌چه می‌نویسید نمی‌توان شک کرد و نقد به سمت محتوا می‌رود به جای ساختار. به شما پیشنهاد می‌کنم پیش از نوشتن، کتاب بخوانید و سعی کنید در زندگی خوب ببینید و تجربه کسب کنید. بعد سعی کنید داستان نوشتن را به صورت اکادمیک دنبال کنید و داستانی بنویسید که بود و نبودش برای جهان فرق کند. برای این منظور باز هم پیشنهاد می‌کنم بعد از خواندن یک کتاب که زبان و داستان آن مورد علاقه شماست، بلافاصله شروع به نوشتن کنید. یادتان نرود استفاده از سبک و سیاق قلم آن کتاب به معنی کپی برداری نیست و در ابتدای راه به شما می‌آموزد چگونه با قلم آشتی کنید و بعد دست به خلق اثر بزنید.

ارادتمند
احسان رضایی کلج

منتقد : احسان رضایی کلج

با ارایه چند دست‌نویس در 13 سالگی به عضویت آفرینش‌های ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درآمدم. پنج سال تمام هر هفته از غرب به شرق تهران راه می‌پیمودم تا در جلسات نقد استاد عزیز محمدجواد جزینی شرکت کنم. هم زمان با حضور در دانشگاه، دومین آفتاب ...



دیدگاه ها - ۱
ریحانه محمدی » 13 روز پیش
سلام و عرض ادب و سپاس از راهنمایی اتان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت