در روایت از ساخت چیستان بپرهیزیم




عنوان داستان : خفقان
نویسنده داستان : ریحانه محمدی

بعد از مدتها خیلی خوشحال بودم همش دور خودم می چرخیدم. اگر جلویم را نمی گرفتند تا انجا که می توانستم می رقصیدم. هوای اتاق خیلی خنک و دلپذیر شده بود. اصلا متوجه نشدم که دندانهای زن بیمار صاحبخانه بهم می خورد. سردش شده بود روزی چند بار بین او‌و دخترش سر من دعوا میشد. اخر سر هم مشتی به پای من میزد و هر دو خفه میشدیم من از یکجا ایستادن و او از گرما.
نقد این داستان از : یزدان سلحشور
خانم ریحانه محمدی سلام.
«خفقان» را خواندم. چند نکته مثبت داشت:
اول اینکه شما تخیل قصه‌نویسی دارید که متفاوت است با تخیل شاعری و این، بسیار خوب است چرا که برای برخی از کسانی که تازه به این حوزه وارد شده‌اند، تخیل شاعرانه اغلب ویرانگر است و چون تا حدی، احساس همزادپنداری را هم در مخاطب ایجاد می‌کند، نگارندگان را از اصلاحِ ضعف‌های روایی‌شان باز می‌دارد.
و دوم؛ زبانِ به کارگرفته شده در متن، زبانِ نسبتاً نرم و داستانی‌ست که امتیاز بزرگی‌ست برای کسی که تازه به این حوزه گام نهاده.
در پیام برای منتقد نوشته‌اید: «می‌خواستم بپرسم آیا این متن داستان‌ مینی‌مال محسوب می شود یا نه؟ و آیا امکان تبدیل آن به داستان کوتاه هست؟» [همان طور که می‌بینید، جملات شما را چه از لحاظ نگارش کلمات و چه از لحاظ بیان، ویرایش کرده‌ام که پیشنهاد می‌کنم با مقایسه جمله‌های خود با متن ویرایش شده، در آثار بعدی از اشتباهات بیانی و نگارشی بپرهیزید.] ذکر چند نکته هم، پیش از پاسخ به این سوالات ضروری‌ست:
یک. هر متن خیلی کوتاهی، «داستان خیلی کوتاه» نامیده نمی‌شود. این نوع داستان هم باید از ویژگی‌های «داستان کوتاه» برخوردار باشد و عناصر داستان در آن جایگاه شایسته داشته باشند.
دو. وضعیت [متشکل از وضعیت اولیه یا وضعیت متعادل و وضعیت ثانویه یا وضعیتِ درگیر با بحران]، ساخت شخصیت، ساخت مکان، ساخت زمان و ساخت فضا، از عناصر ضروری داستان است که هم در داستان کوتاه و هم در داستان خیلی کوتاه، باید حضوری پررنگ داشته باشند.
سه. با رعایت عناصر داستانی و گسترش آن‌ها، هر ایده‌ای قادر است به گونه‌ای دیگر از قالب‌های داستانی بدل شود.
حالا می‌رسیم به پاسخ سوالات: متأسفانه خیر! این متن به داستان خیلی کوتاه بدل نشده و به رغم بیان داستانی در حد یک معما باقی مانده است؛ معمایی که پاسخ‌اش پنکه است و البته چرخیدن پنکه، به معنای رقصیدن آن نیست. [از لحاظ «بیان و زبان» عرض می‌کنم.] رمان، داستان بلند، داستان کوتاه و داستان خیلی کوتاه، با چیستان فرق دارند؛ درست است که هر چهار قالب روایی، مثل چیستان، قصدشان «نشان دادن» و «توصیف کردن» است اما چیستان، طراحی می‌شود تا در نهایت به یک کلمه یا یک روند چندکلمه‌ای برسد و پس از رسیدن به پاسخ، لطف‌اش را از دست می‌دهد در حالی که داستان خوب، تازه پس از پایان گرفتن‌اش، در ذهن مخاطب جریان می‌یابد و با او همراه می‌شود. داستانی که بدل به چیستان شود در نهایت مخاطب عصبانی را به این سوال خیلی کوتاه می‌رساند: «خُب که چی؟!»
این ایده، هم قدرت بدل شدن به یک داستان خیلی کوتاه خوب را دارد هم توان بدل شدن به یک داستان کوتاه خوب را. منتظر آثار بعدی‌تان هستیم. پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۱
ریحانه محمدی » 2 روز پیش
سلام و عرض ادب خوشحالم از اینکه نکات قوت را اول بیان نمودید چون من بعد از ارسال آن پشیمان شدم و گفتم این که داستان نیست ؟ و خواستم پاکش کنم ولی چون منتقد محترم مشخص شده بود صرفنظر کردم چون اخلاقی نبود که شما وقت بگذارید و متن را بخوانید و من حذفش کنم. با خودم گفتم بلاخره باید این مراحل را رد کنی و ... بخاطر شدت نقدی که انتظار داشتم در دل خودم را تسلی میدادم. اما بیان نکات قوت در ابتدا مرا خیلی خوشحال کرد و با دو چشم باز خواندم. (در غیر اینصورت باید یک چشمم را می بستم و باهر نقد شما یک سیلی به سرم میزدم) مزاح مرا عفو نمایید. در واقع از خوشحالی است. در خصوص نکات منفی که البته توام با راهنمایی های ارزنده در داستان نویسی است هم کمال تشکر را دارم و راهنمایی ها و پیشنهاداتتان را به دیده منت می پذیرم و در نوشتن داستانهای دیگر سرلوحه کارم قرار می دهم. سپاس از مهرتان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت